تبليغاتX
قرآن
باعث تاسف است مملکت اسلامی اینطوری باشه
ادامه مطلب
نوشته شده توسط وحید در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387

لينك مطلب

چرا حضرت علي رضي الله عنه سكوت كرد؟

 

در اين گفتار مي خواهيم رفتار شخصيت ديگر اين داستان يعني كسيكه مدعيان, مدعي اند حقش غصب شده است را بررسي كنيم ما رفتار او در مقابل غاصبان را از منابعي نقل ميكنيم كه پيروان او از هر فرقه اي قبول دارند.
همه پذيرفته اند حضرت عليرضي الله عنه براي كسب حق خدا دادي دست به شمشير نبردند و 25 سال سكوت كردند، چرا؟
تا آنجا كه من ميدانم تشيع معمولاً براي توجيه اين سكوت دو دليل مياورند:
دليل اول: حضرت بدان خاطر سكوت فرمود كه اساس اسلام بخطر نيفتد ايشان مصلحت خود را فداي اسلام كردند زيرا اسلام جوان و نو پا بود و احتمال داشت بر اثر مخالفت حضرت علي بطور كلي نابود ميشد.
دليل دوم: حضرت علي قدرت نداشت كه حق خود را بگيرد پس بناچار در مقابل دشمنان سكوت كرد.
اما اين توجيهات يك معني ديگر هم دارد و آن اينكه خلفاي پيش از حضرت علي به اسلام خدمت ميكردند و اعتراف ضمني به اين است كه آن راد مؤمناني بودند كه هدفشان پيش بردن اهداف اسلام بود لهذا خدمتشان تا آن اندازه مفيد بود كه حضرت علي اين گناه عظيم يعني غصب خلافت را سهل شمردند و سكوت فرمودند.
صرف نظر از تضاد موجود در اين دليل بهر حال و حداقل، يك موضوع ثابت مي شود و آن اينكه اصحاب منافق و مرتد نبودند بلكه خادمان مخلص اسلام محسوب مي شدند و با ثابت شدن اين ديگر چگونه مي توان اتهام عظيم نافرماني از فرامين الهي را متوجه آن پاكبازان كرد.
و دليل دوم كه ميگويند حضرت قدرت نداشت نيز دليلي سست و بي پايه است زيرا براي گرفتن حق و اقدام براي راست كردن كجيها قدرت ملاك نيست حضرت محمد صلي الله عليه وآله وسلم نيز در اول نيرو نداشتند و يك تنه شروع كردند. و رفته رفته اصحاب پيرامون ايشان جمع شدند و تا بالاخره حكومت اسلام را پايه ريزي كردند و آنگهي كه آدم قدرت نداشته باشد مگر بايد زير بار حكومت منافقين 25 سال زندگي كند؟ نه گمان نمي كنم اين روش و سيرة شير خدا علي مرتضي رضي الله عنه باشد.
بعدها كه حضرت علي رضي الله عنه خود بخلافت رسيدند در مقابل امير شام (معاويه) رضي الله عنه نرمش نشان ندادند. درحاليكه قدرت كافي هم نداشتند و مصلحت هم نبود. و در جواب آنهائي كه به ايشان عرض ميكردند كه معاويه در شام قوي و نيرومند است و بهتر است مدتي به او چيزي نگوييد. فرمودند: يك روز هم او را تحمل نمي كنم.
اينجا كه ميرسيم مي گويند:علي مصلحت گرا نبود. پس حرف ما را ميزنند, يعني اينكه دليل دوم آنها به اعتراف خودشان بطور كلي نادرست است.
علي براي جان خود بخاطر پيش برد حق ارزشي قائل نبود فراموش نكنيم علي اولين فدائي در اسلام بود مگر اين علي نبود كه به جاي رسول خدا در رختخواب خوابيد؟ و جانش را در معرض خطر گذاشت از اين بالاتر حضرت عليرضي الله عنه ميدانست كه اگر حق با او باشد پيروز خواهد شد زيرا ابرقدرت يعني خداوندجل جلاله او را تأييد ميكرد زيرا او اين آيه را خوانده بود و به معني آن آگاهي داشت كه:
(كَمْ مِنْ فِئَهٍ قَلِيلَهٍ غَلَبَتْ فِئَهً كَثِيرَهً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ)[1]
«چه بسا گروه اندكي كه پيروز شدند برجماعتي بزرگ به اراده خدا و خدا باشكيبايان است».
اغلب تشيع بر اين باورند كه هر گناهي كه پس از وفات رسول صلي الله عليه وآله وسلم رخ داد ريشه اش درهمان انحراف اوليه است آنها جمله معروفي دارند كه: عمرگناهي ازگناهان ابوبكر بود.!
پس گناهان معاويه هم گناهي ازگناهان ابوبكر محسوب  مي شود و بر اساس منطق واقعاً هم همينطور بايد باشد اگر علي حقش توسط ابوبكر غصب نمي شد ديگر يزيد ميداني پيدا نميكرد, كه امام حسين را بكشد.
حتما حضرت علي رضي الله عنه بيشتر از ما به اين حقيقت كه كژ روي اوليه سنگ بناي تمام انحرافات بعدي است واقف بودند.
پس چرا سكوت كردند؟
چرا براي تغيير اين ظلم عظيم آنطور اقدام نكردند كه پسرشان حسين رضي الله عنه عمل كردند؟
و از اين بالاتر ديگر چرا به آنها كمك كردند؟
ما در تاريخ خوانده ايم كه آن حضرت مشاور خوبي براي خلفاي سه گانه بودند تشيع به اين قول حضرت عمر كه فرمودند: «اگر علي نميبود عمر هلاك مي شد». افتخار مي كنند و آنرا دليلي بر دانش علي ميدانند من هم افتخار ميكنم به دانش علي رضي الله عنه هم به تواضع عمر رضي الله عنه و هم به دوستي و برادري موجود در بين آن دو راد مرد بزرگ تاريخ ولي بهر حال اين جمله ثابت مي كند كه علي خير خواه عمر بود وقتي حضرت عمر اراده فرمود كه براي جنگ با دشمنان اسلام شخصاً به ميدان نبرد ايران برود حضرت علي فرمودند: «اگر تو بروي و شكست بخوري يا بميري روحيه سربازان خراب مي شود اما اگر در مدينه باشي      مي تواني در پي هر شكست بر ايشان نيروي كمكي و تازه نفسي بفرستي».
علي حريص بود كه عمر عمرش طولاني باشد نمي توان براي يك منافق مرتد عمر بيشتري را آرزو كرد. نه با هيچ منطقي علي چنان كاري نمي كرد علي دشمن منافقان و مرتدان بود علي حتي باكفار حرف نمي زد, علي دخترش را به عمر داد! اين مگر ممكن است كه آدمي مثل علي دخترش را به كافري مرتد و منافق بدهد؟! اين مگر امكان دارد كه آدمي مثل علي دخترش را به كسي بدهد كه نافرماني خدا را در مهم ترين دستورات دين انجام داده است؟ اگر رفتار حضرت علي در قبال خلفاي راشدين ديگر را با گفتار مدعيان پيروي او بسنجيم تضادي بزرگ مي بينيم و ناچاريم بگوئيم:
يا آن رفتار از علي سر نزده و يا اين اقوال دروغ است.
اما همه موافقند به اينكه علي رضي الله عنه آنچه را بر شمرده ايم انجام داده است.
و تازه ما مي گوئيم پيوند هاي دوستي و برادري آنها حتي زيادتر از آنچه بود كه نوشتيم, اما بهرحال همان قدري هم كه بين ما مشترك است كافي است پس مي ماند اين احتمال كه آن اقوال دروغ است بله آن حرفها دروغ است پذيرش اين جمله تنها راه خلاصي از مخمصه تضاد است.
اصلا اين مسئله قابل درك و تصور نيست كه خداوند تبارك و تعالي حكم رهبري امت بعد از پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم را بنام علي صادر فرمايد و علي بنا به صلاح ديد خود از آن حق صرف نظر كند.
اينجا مسئله حق مطرح نيست. مسئله وظيفه پيش مي آيد علي موظف بود كه به دستور الله جل جلاله عمل كند او مأمور بود كه حكم خداوند جل جلاله را اجرا كند لذا اينكه مي گويند: «حق علي را خورده اند و علي سكوت كرد». جملة نادرستي است.
بايد بگويند: «مانع انجام وظيفه حضرت علي شدند و علي سكوت كرد». و اين را چطور جرأت دارند كه بگويند؟
در اينجا تشيع براي ساختن پاسخي به اين ايراد مي گويند: حضرت محمد صلي الله عليه وآله وسلم وقتي به علي دستور الهي را ابلاغ فرمود در ضمن اضافه كردند كه: «يا علي اگر با تو ناسازگاري كردند و تو را نپذيرفتند سكوت كن».
اگر اين توجيه آنها را بپذيريم پس بايد اين را نيز باور كنيم كه براي اولين بار و آخرين بار خداوند جل جلاله حكمي صادر كردند و تنفيذ آنرا مشروط به پذيرش مردم نمودند و الا تا آنجا كه ما ميدانيم در هيچ دستور الهي پذيرش مردم شرط اجراي آن از طرف مؤمنان نيست و مسلمانان موظفند چه مردم قبول كنند يا نكنند حكم الله جل جلاله را در روي كره زمين بمرحله اجرا در آورند و لو آنكه همه مردم دنيا يك طرف باشند مسلمان در طرف ديگر و لو آنكه جنگها شود و خونها بر زمين ريزد.
حتي يك مورد هم در تاريخ نيست كه مؤمنان حكم الله را تنها به اين دليل كه مردم نپذيرفته اند معلق بگذارند و اگر اين حرف تشيع را بپذيريم پس بايد باوركنيم كه يك استثناء در سنت الهي پديد آمده است.
براي توجيه سكوت به چه دلايلي كه نياويخته اند علت اين دور شدن از جاده منطق اين است كه آنها اين مسئله كه:«حق علي خورده شده است». را محور ساخته اند و موضوعي غير قابل بحث قرار داده اند. لذا ديگر پرواي اين را ندارند كه براي آراستن آن حتي نظام خلقت را نيز زير سوال ببرند!
اينجا شايد كسي بگويد:
« كه برخي از فرامين اسلام گاهي معطل مي شوند، آن هنگام كه ديده شود ضرر انجام كاري از نفع آن بيشتر است, و علي چون ضرر اقدام مسلحانه را بيش از فايده اش ميديد لذا سكوت كرد».
اما بلا فاصله مي پرسيم كه چه خيري و چه فايده اي ميتواند در رهبري يك امت نو پا توسط مرتدان و منافقان باشد؟
پس راهي نمي ماند جز آنكه بپذيرم آنها منافق نبودند و در اين صورت نمي توانيم اتهام عظيم انكار و نافرناني و پنهان نمودن حكم الهي را به آنها نسبت دهيم.
با اين تضاد كاري نمي شود كرد جز آنكه قبول كنيم فرض تشيع از ريشه نادرست است يعني حقي جابجا نشده و علي رضي الله عنه جانشين رسمي پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم نبودند خداوند مي فرمايد:
(أَفَلا يتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً)[2]
« آيا در قران تدبر نمي كنند و اگر قرآن از جانب كس ديگري غير از الله بود حتما در آن اختلاف و تضاد فراوان ميافتند».
اين يك شاخص مهم براي شناسائي كلام حق وكتب حق از كلام وكتب باطل است. هر جاكه ديديد عقيده يا مذهبي براي توجيه باورهاي خود دچار دوگانه گوئي مي شود يقين كنيد كه آن مذهب ريشه در دين الهي ندارد.
خداوند در قرآن به ما امر ميكند كه با منافقين بجنگيم:
( يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ)[3]
« اي پيامبر با كفار و منافقين جنگ كن».
و امر مي فرمايد: كه به آنها سخت گير باشيم (و اغلظ عليهم ) يعني:« و برآنها سخت گيرباش و درشتي كن» و دستور مي دهد كه برسر قبرآنها حاضر نشويم.
(وَلا تُصَلِّ عَلَي أَحَدٍ مِنْهُمْ مَاتَ أَبَداً وَلا تَقُمْ عَلَي قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَمَاتُوا وَهُمْ فَاسِقُونَ )[4]
«و نماز نخوان برجسد احدي از آنها و بر سر قبرشان  نايست و برايشان طلب آمرزش نكن زيرا كه آنها كافر شدند به خدا و پيامبرش و در حال بدكاري مردند».
نه پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم و نه علي رضي الله عنه هيچكدام از اين كارها را در حق اصحاب نكردند و هر كسي خلاف اينرا بگويد ديگر خيلي دروغگو است, زيرا چگونه ممكن است علي اصحاب را كافر بداند و با اين وصف حضرت عمر ايشان را در شوراي شش نفري نامزد كند؟ شش نفري كه قرار شد از بين خود يكي را براي جانشيني عمر برگزينند. چگونه ممكن بود علي عمر را منافق بداند و عمر او را به مجلس خود راه داده و به نصايح او گوش فرا دهد. و بدانها عمل كند.
ملخص كلام اينكه علي نه با خلفاي پيش از خود جنگيد و نه به آنها سخت گيري كرد و نه از حاضر شدن بر سر قبر و مراسم تدفين آنها روي گردان بوده است. اگر اصحاب منافق بودند معنيش اين است كه علي به سه فرمان مذكور در آيات فوق عمل نكرده و نافرماني خدا را مرتكب شده است و كي جرأت دارد اينرا بگويد؟
پيروان علي ميگويند علي بخاطر مصالح اسلام سكوت كرد و اين خاموشي را تا پايان خلافت سه خليفه پيش از خويش ادامه داد پيروان علي چرا از علي پيروي نمي كنند؟ حالا كه علي و عمر هر دو درگذشته اند ديگر چه مصلحتي در كار است؟ چرا پس از سه قرن اين بحث ها زنده شد؟! آيا بهتر نبود حالاكه علي بسفارش پيامبر بنا بگفته شما مهر خاموشي بر لب زد و اقدامي نكرد شما هم همانكار را ميكرديد؟!!! در زمان حضرت عثمان اسلام در اوج قدرت بود حضرت علي سكوت كرد شما چه مقصدي داشتيد كه در زمان ضعف اسلام اين بگو مگو ها را شروع كرديد؟!!! آيا بهترنبود اين واقعه را همچون علي فراموش ميكرديد و به قضاوت الهي وا ميگذاشتيد؟؟
اگر كسي بدقت تاريخ را مطالعه كند تاريخي كه تشيع هم قبولش دارند با تعجب در مي يابد كه دعوايي در بين اهل بيت عمر و ابوبكر و اهل بيت علي رضي الله عنهم اجمعين وجود نداشته است. بياييد به موضوع ازدواج در بين اين دو فاميل نظري بياندازيم.
ازحضرت محمد صلي الله عليه وآله وسلم شروع كنيم:
آن حضرت دو دختر خود را به همسري عثمان رضي الله عنه دادند. يعني دختر اول كه فوت كرد دختر دوم را دادند و دختركوچك ايشان به عقد و ازدواج علي رضي الله عنه در آمد، پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم دختري از ابوبكر رضي الله عنه بزني گرفتند و با يك دختر عمر رضي الله عنه نيز عروسي كردند عمر هم يك دختر علي يعني ام كلثوم كبري را به همسري خويش برگزيد!.
امام صادق موسس مذهب آنها, مادرش از اهل بيت ابوبكر بود.
جريان به اين صورت رخ داد كه حضرت امام سجاد يعني نوه حضرت علي رضي الله عنه وقتي پسرش باقر بزرگ شد رفت خانه عبدالرحمن نوة ابوبكر, يعني رفت خانه كسي كه جدش حق حضرت علي را خورده بود! و گفت: كه آمده دخترش ام فَروه را براي باقر رحمة الله عليه خواستگاري كند و نوة ابوبكر هم قبول كرد.
از عجايب اينكه حتي مادر بزرگ حضرت امام صادق رحمة الله عليه نيز از نسل ابوبكر و نوة ايشان بوده است اين سخن را خود امام و مؤسس مذهب شيعيان فرموده كه: «ابوبكر دو بار مرا زاييده است». منظور اينكه من از دو پشت مادري به ابوبكر ميرسم. آيا اينها دليلي براين نيست كه ابداً جنگ و دعوائي بين ابوبكر و علي وجود نداشته است. و داستان جانشيني بلا فصل علي ساخته و پرداخته ذهن هاي بيمار است؟ و اصل و اساسي ندارد؟
انتظار ندارم كسي كه نمي خواهد حق را بپذيرد با شنيدن اين رويداد هاي تاريخي مجاب شود زيرا او بالاتر از اينها را ميداند و قانع نشده است.
بالاتر از اين ديگر چيست؟ وقتي خود علي يعني صاحب حق دختر جوانش دختر يازده ساله اش را - دختري كه از بطن فاطمه رضي الله عنها است- را ميدهد به بزرگترين دشمنش. ميدهد به منافق و مرتد؟ (استغفرالله) آري ام كلثوم را ميدهد به عمر پنجاه و چند ساله!.
داستان كاسه داغ تر از آش را شنيده ايد بعضي از طرفداران علي اينطورند. اما امكان ندارد كه كاسه داغ تر از آش باشد و هر جا كه كاسه را از آش داغ تر ديديد بدانيد كاسه اي زير نيم كاسه است.


-----------------------
منابع
1- البقره:249
2- النساء:82
3- سورة توبه آيه:73
4- سورة توبه آية: 84
5-سايت اهل سنت

نوشته شده توسط اهل سنت جنوب ساعت 06:44 موضوع مطلب :‌ عمومي

ويرايش شده در جمعه ۰۲ تير ۱۳۸۵ و ساعت 23:46

 

 

نوشته شده توسط وحید در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387

لينك مطلب

بخوانید ضرری ندارد
ادامه مطلب
نوشته شده توسط وحید در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387

لينك مطلب

مفید است بخوانید
ادامه مطلب
نوشته شده توسط وحید در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387

لينك مطلب

این بخش ارزش صحابه را برایمان بیش از پیش مکند.حتما بخوانید.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط وحید در چهارشنبه هفتم فروردین 1387

لينك مطلب

این مقاله از سلسله مقالات بسیار خوب است .بخوصوص برای خواهران.برای انکه مطلع شویم چند نفر از این مقاله بهره جسته اند لطفا نظرتان را در بخش نظرات ثبت کنید.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط وحید در شنبه سیزدهم بهمن 1386

لينك مطلب


http://towcast.tv/radio/live.gif
" alt="Live Radio" >
نوشته شده توسط وحید در جمعه دوازدهم بهمن 1386

لينك مطلب

سخنان جذاب این مرد را حتما بخونید
ادامه مطلب
نوشته شده توسط وحید در سه شنبه نهم بهمن 1386

لينك مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط وحید در دوشنبه هشتم بهمن 1386

لينك مطلب

این کتاب اثر دکتر یوسف القرضاوی است .کتاب بسیار جالبی است حتما بخوانید.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط وحید در دوشنبه هشتم بهمن 1386

لينك مطلب

این بخش را حتما بخوانید و بااصحاب نبی اکرم بیشتر آشنا بشوید.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط وحید در جمعه چهاردهم دی 1386

لينك مطلب

اهل‌ سنت‌ وصيت‌ پيامبرشان‌ را بياد دارند كه‌ فرمود:لعنت‌ خدا بر يهود و نصاري‌ كه‌ قبور پيامبران‌ و نيكانشان‌ را سجده‌گاه‌ قرار دادند. مبادا شما نيز چنين‌ كنيد كه‌ من‌ شما را از آن‌ باز مي‌دارم‌.

اهل‌ سنت‌ وصيت‌ پيامبرشان‌ را بگوش‌ جان‌ شنيدند تا مبادا همانند يهود و نصاري‌ به‌ ظلمت‌ بيكران‌ شرك‌ گرفتار شوند.

كما اينكه‌ حاجات‌ خود را نيز بنا به‌ وصيت‌ پيامبرشان‌ صرفاً از خداوند ميخواهند چرا كه‌ ايشان‌ فرموده‌ است‌: «هرگاه‌چيزي‌ خواستيد فقط‌ از خداوند بخواهيد و اگر نياز به‌ كمك‌ داشتيد فقط‌ از خداوند كمك‌ بخواهيد». لذا اهل‌ سنت‌ ازمردگان‌ كمك‌ نخواسته‌ بلكه‌ خداوندي‌ را كه‌ پيوسته‌ حي‌ است‌ و هرگز نمي‌ميرد تنها مأمن‌ و ملجأ خود مي‌دانند كه‌شايسته‌ و قادر به‌ برآوردن‌ نيازها و حاجات‌ بندگانش‌ مي‌باشد.

آقاي‌ مفيد در كتاب‌ الارشاد چاپ‌ مكتبة‌ البصيرة‌ قم‌ ص‌252 چنين‌ مي‌نگارد: زيارت‌ قبر امام‌ حسين‌ علیه السلام  برابر با صدحج‌ و صد عمره‌ است‌. و هر كه‌ قبر او را زيارت‌ كند به‌ بهشت‌ مي‌رود. مشابه‌ اين‌ مطلب‌ را مي‌توان‌ در كتاب‌ مع‌ الخطيب‌في‌ خطوطة‌ العريضة‌ نوشته‌ شيخ‌ شيعي‌ انصاري‌ ص‌18 نيز مشاهده‌ نمود. آيا ائمه‌ اهل‌ بيت‌ از اين‌ گفته‌ها راضي‌ وخشنودند؟

يا آنچه‌ ابن‌ بابويه‌ قمي‌ در كتاب‌ خود، عيون‌ اخبار الرضي‌ ج‌2 ص‌259 نوشته‌ است‌، كه‌ اگر كسي‌ قبر جعفر صادق علیه السلام  را زيارت‌ كند به‌ او پاداش‌ 70 حج‌ خواهد رسيد و اگر كسي‌ شبي‌ در كنار قبر او بخوابد مثل‌ اين است‌ كه‌ خداوند را در عرش‌زيارت‌ كرده‌ است‌. اگر اجر و ثواب‌ زيارت‌ قبور ائمه‌ بيشتر از زيارت‌ بيت‌ الله الحرام‌ باشد شكي‌ نيست‌ كه‌ ديگر هيچ‌علاقه‌ و اشتياقي‌ براي‌ زيارت‌ خانه‌ خدا باقي‌ نخواهد ماند! و اين‌ نيست‌ مگر دعوتي‌ براي‌ مقدس‌ جلوه‌ دادن‌ بندگان‌ خداو گنبد و بارگاههاي‌ ايشان‌ كه‌ خداوند ما را از آن‌ باز داشته‌ است‌.

عمل‌ شيعيان‌ امروز به هنگام‌ زيارت‌ قبور ائمه‌ از جمله‌ بوسيدن‌ در و ديوارهاي‌ مقابر، خواندن زيارتنامه‌هاي غلوآميز، نذر كردن اموال جهت گنبد و ضريح قبور، طلب‌ حاجت‌ از ايشان‌ براي‌ حل‌مشكلاتشان‌، طرف‌ پيرامون‌ مقابر ايشان‌ و خرافات‌ بسيار ديگر از اين‌ قبيل‌ عيناً مشابه‌ با اعمال‌ يهود و نصاري‌ است‌ كه‌پيامبر اسلام‌ صلی الله علیه وسلم  آنها را به‌ خاطر اينگونه‌ اعمالشان‌ مستحق‌ لعنت‌ دانسته‌ است‌. چنانكه‌ مي‌فرمايد: خداوند يهود ونصاري‌ را لعنت‌ كند كه‌ قبرهاي‌ انبياء و افراد نيك‌ شان‌ را سجده‌ گاه‌ قرار دادند.

عجيب‌تر اينكه‌ مراجع‌ و بززگان‌ شيعه‌ براي‌ توجيه‌ بوسيدن و دست كشيدن بر قبور و ضرائح ائمه به بوسيدن‌ حجرالاسود استناد مي‌كنند و حال‌ اينكه‌ با استنباط‌ احكام‌شرعي‌ توسط‌ قياس‌ (يكي‌ از منابع‌ استنباط‌ احكام‌ نزد اهل‌ سنت‌) بشدت‌ مخالفت‌ مي‌كنند.

اگر كسي‌ به‌ مقايسه‌ منصفانه‌ ميان‌ آنچه‌ شيعيان‌ امروز و مسيحيان‌ و يهوديان‌ به‌ هنگام‌ زيارت‌ قبور انجام‌ مي‌دهند بپردازد،بي‌ شك‌ ريشه‌ واحدي‌ را در مي‌يابد. زيرا مسيحيان‌ در كليساها و ديرها تصاوير و تماثيل‌ حضرت‌ عيسي‌ علیه السلام  و مادرگراميش‌ را بوسيده‌، بر آنها دست‌ مي‌كشند و در مقابل‌ آنها به‌ عبادت‌ مي‌پردازند. همانگونه‌ كه‌ يهوديان‌ در زيارت‌ قبورعلماء و بزرگانشان‌ از حد مي‌گذرند. بودائيان‌ و هندوها نيز اعمالي‌ مشابه‌ همچون‌ بوسيدن‌ بارگاهها و گريه‌ و زاري‌ و نذركردن‌ اموال‌ و حاجت‌ خواستن‌ از صاحبان‌ قبور انجام‌ مي‌دهند.

اين‌ مشابهت‌ و ارتباط‌ زنجيره‌اي‌ كه‌ بين‌ شيعيان‌، يهوديان‌، مسيحيان‌، هندوها و بودائيان‌ وجود دارد و ما شاهد آن‌هستيم‌، فرموده‌ خداوند متعال‌ را بيادمان‌ مي‌آورد كه‌ مي‌فرمايد: «يضاهئون‌ قول‌ الذين‌ كفروا من‌ قبل‌» با گفته‌ كافران‌گذشته‌ مشابهت‌ اختيار مي‌كنند. (سوره‌ توبه‌ آيه‌ 30).

نوشته شده توسط وحید در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386

لينك مطلب

این شیخ بزرگ که زندگی اش را فدایه من وتو کرده را باید بهتر شناخت


ادامه مطلب
نوشته شده توسط وحید در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386

لينك مطلب

این قسمت را حتما بخوانید بسیار جالب است


ادامه مطلب
نوشته شده توسط وحید در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386

لينك مطلب




کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

All Rights Reserved 2008-2010 © by va2007.blogfa.com

Design This Web By Noleek ™ @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM